شرایط اختصاصی
برای تحقق عقد رهن دریایی شرایطی لازم است. شرایط عام صحت قرارداد و نیز شرایط عام حاکم بر رهن مدنی در ارتباط با رهن دریائی قبلاً بررسی شده است.لیکن،شرایط خاصی نیز در زمینه رهن دریائی وجود دارند. این شرایط را به اجباری و اختیاری تقسیم نمودهایم؛ چرا که عدم رعایت شرایط اجباری، موجب خروج از قواعد و حوزهی رهن دریایی خواهد شد و قرارداد مشمول قواعد رهن مدنی قرار میگیرد. لیکن، عدم رعایت شرایط اختیاری این ضمانت اجرا را در پی نخواهد داشت، بلکه تنها طرفین ممکن است امتیازاتی را از دست بدهند.
بند اول: شرایط اجباری
در قانون دریایی مبحثی تحت عنوان شرایط اجباری مطرح نشده است. اما، از لحن برخی مواد مانند مادهی 42 این شرایط را میتوان فهمید.
الف. ثبت رسمی
با عنایت به مادهی 34 مکرر قانون ثبت، علاوه بر ثبت معاملات رهنی نسبت به اموال غیرمنقول که به موجب مادهی 47 همین قانون ثبت آن اجباری اعلام شده است، ثبت رهن یا هرگونه معامله با حق استرداد دیگر نسبت به اموال منقول نیز به منظور صدور اجراییه لازم دانسته شده است؛ لذا عموماً برای برقراری حق رهن، پیشبینی ترتیبات ثبتی ضروری است؛ زیرا، نسبت به مفاد اسناد عادی حداقل ادعای جعل و انکار و تردید به سهولت میسر است و این امر حقوق مرتهن را در معرض تضییع و تفریط قرار میدهد و همچنین به لحاظ تأثیر قرارداد رهن نسبت به حقوق اشخاص ثالث، احراز تاریخ تنظیم سند رهنی دارای اهمیت بسیار است؛ بنابراین ملاحظات، تردیدی نیست که قراردادهای رهنی مدنی و تجاری باید به ثبت برسند. علاوه بر این، قانون دریایی به لحاظ اهمیت موضوع ثبت در معاملات رهن دریایی بهصراحت در مادهی 42 ثبت را لازم داشته است و کیفیت معاملات رهن کشتی به موجب مادهی 48 تابع مفاد مادهی 24 این قانون قرار گرفته است و همینطور آیین نامهی ثبت انتقالات و معاملات کشتیها مصوب 13/6/134، در این خصوص ثبت را الزامی دانسته است.
طبق مادهی 24، ثبت همهی انتقالات و معاملات و اقاله راجعبه عین کشتیهای مشمول این قانون و همچنین منافع آن ها درصورتی که مدت آن زائد بر دو سال باشد در داخل کشور «اجباری» است و منحصراً بهوسیلهی دفاتر اسناد رسمی که برای این کار از طرف سازمان ثبت اسناد و املاک کشور اجازه مخصوص دارند انجام میشود و درصورتیکه معاملات مزبور خارج از کشور صورت گیرد، انجام معامله طبق مقررات کشور محل وقوع آن باید توسط نزدیکترین نماینده کنسولی ایران به محل معامله گواهی و مراتب به دفتر کنسولگری نیز منعکس و ظرف 15 روز به سازمان بنادر و کشتیرانی ایران اعلام شودو همچنین، به موجب بند «د» این ماده «همهی معاملات مربوط به فروش و انتقال و رهن کشتی باید در اسناد« ثبت» و «تابعیت» کشتی قید شود». مدلول این بند از قانون این اجازه را به ما میدهد که بگوییم هر حکم، عقد یا بهطور کلی هر عملی که موجب انشا، نقل، تعدیل یا اسقاط حق عینی مربوط به کشتی شود، هیچگونه اثری نخواهد داشت، مگر آنکه در سند ثبت کشتی قید شود. به عبارت دیگر، ترتیب اثر هر عمل قانونی مربوط به حق عینی وارد بر کشتی متوقف بر درج و ثبت آن واقعه در سند رسمی کشتی است.
بند (د) مادهی 24، ثبت همهی معاملات مربوط به رهن کشتی را الزامی دانسته است؛ اما، لازم به ذکر است که تاکید این بند صرفاً بر رهن کشتی نبوده و ناظر به دیگر اقسام رهن دریائی مشتمل بر کشتی، رهن بار و کرایهی باربری نیز است؛ چرا که بار کشتی و رهن کرایهی باربری نیز ملحق به رهن کشتی بوده و هنگامیکه قانونگذار نظر به انواع و اقسام رهن داشته است، الزامیبودن ثبت را نیز برای آن قائل شده است؛ بنابراین، تصریح قانونگذار به رهن کشتی ناشی از غلبه این نوع رهن دریایی بر موارد نادر رهن بار و کرایهی باربری است. از سوی دیگر، مادهی 89 مقرر نموده که اگر در حالت اضطرار نیاز به اخذ وام و وثیقهگذاشتن کرایه یا بار کشتی باشد، فرمانده ابتدا صورتمجلسی با ذکر موجبات قرضه، تنظیم کند و آن را به امضای افسران ارشد کشتی برساند و مراتب را فوراً به مالک کشتی اطلاع داده و کسب تکلیف نماید. درصورتی که از طرف مالک کشتی، وجوه لازم در اختیار فرمانده گذارده نشود، فرمانده میتواند درصورتی که کشتی در بندر خارجی باشد، با ارائه صورتمجلس مذکور و کسب اجازه از نماینده کنسولی ایران و در صورت عدم حضور نمایندهی کنسولی ایران در محل، با اجازهی مقامات صلاحیتدار محل و درصورتی که کشتی در بنادر ایران باشد، با اجازهی دادستان محل یا نمایندهی قانونی او مبادرت به تحصیل وام کند.
از لحن این ماده نیز اینگونه متبادر به ذهن میگردد که ثبت رهن بار نیز الزامی است، خصوصاً با توجه به مبالغ زیاد این وامها و بهرههای قابلتوجه آن، درصورت عدم ثبت، این امر موجب عدم ثبات این قراردادها میگردد و قطعاً موجب تضییع حقوق طرفین و حتی اشخاص ثالث میگردد.
نکته حائز اهمیت دیگر درخصوص سند ثبت و سند تابعیت است که رهن باید در هر دو سند ذکر شود. ابتدا اینکه این اسناد چیست و چه ضرورتی برای ثبت در آن ها وجود دارد؟
در پاسخ باید گفت، تابعیت رابطهای است حقوقی بین شخص و دولت متبوع او که تنها اشخاص از تابعیت برخوردارنداما، درخصوص اموال و اشیاء اصولاً تابعیتی وجود ندارد. با این حال قوانین و مقررات بر اینکه کشتی از جمله اموال بوده و دارای تابعیت است، اجماع دارند. علت این امر را باید در دو واقعیت انکارناپذیر جستجو کرد: «1. دریانوردی بینالمللی رفتوآمد در آبهای دیگر کشورها را به دنبال دارد که هرکدام سیستم حقوقی خاص خود را دارند و برای اینکه کشتی در انجامدادن دریانوردی دچار مشکلات ناشی از این تنوع نشود، باید مقررات و ضوابط حقوقی یکسانی بر آن حاکم باشد؛ بنابراین، باید با یک دولت، ارتباط مستقیم برقرار کند تا مورد ادعای دیگر دول قرار نگیرد.2. کشتیها اغلب در دریاهای آزاد تردد دارند و این آبها به هیچ دولتی تعلق ندارند. لیکن، برای جلوگیری از هرگونه هرجومرج و بیقانونی، بهترین روش آن است که کشتیها با به اهتزاز درآوردن پرچم یک کشور و قرارگرفتن تحت تابعیت آن حاکمیت و صلاحیت انحصاری این کشور را بپذیرند.»بنابراین، با برافراشتن پرچم ملی یک کشور بر روی یک کشتی، علقهی تابعیت میان آن کشتی و دولت اعطاکننده برقرار میشود. تابعیت آثار گستردهای دارد که آنچه مربوط به بحث ما است، لزوم پیروی از قانون کشور متبوع و رعایت مقررات ثبتی آن است؛ لذا، همهی انتقالات و معاملات مربوط به کشتی باید در اسناد تابعیت منعکس شود.
سند ثبت کشتی نیز گواهینامهای است که سازمان بنادر و کشتیرانی طبق نمونهی مخصوصی که در آییننامه ثبت کشتیها و شناورها معرفی شده، به نام کشتی تنظیم و صادر میکند. این سند باید به امضای مالک یا نمایندهی او و همچنین سازمان بنادر و کشتیرانی برسد. تمام معاملات و از جمله معاملات رهنی باید در این سند نیز ثبت شود تا حقوق اشخاص ذینفع رعایت گردد و همچنین مقررات ایران بر آن ها اعمال شود.
برخی از حقوقدانان لزوم ثبت و تنظیم با سند رسمی را به این دلیل دانستهاند که قبض در رهن کشتی ضرورت ندارد. در مواردی که سند رسمی تنظیم میشود، منظور ازقبض و اقباض که پیدایش حالت وثوق از طریق گرفتن وثیقه است، در همان مرحلهی تنظیم سند رسمی تأمین میشود؛ یعنی، مرتهن مطمئن است که وثیقه بدون تأمین طلب او فک نخواهد شد.
مرتضی نصیری، پیشین، ص 122.
مرتضی نجفی اسفاد، حقوق دریایی بر پایه قانون دریایی ایران، ص 67.
همان، ص 48.
مواد 11 و 12 قانون دریایی.
محمدجعفر جعفری لنگرودی، پیشین، شماره 20، ص 14.